من و تو

ما انسانها

ما انسانها

ما انسانها سالهایی را سپری میکنیم بدون آنکه از آن بهره ای برده باشیم با اینکه میدانیم به راهی قدم گذاشته ایم که هرگز بازگشتی در آن نیست

ما انسانها دیگران را میشکانیم ،میگریانیم و می آزاریم بدون آنکه به نتیجه اش اهمیتی دهیم

ما انسانها دروغ میگوییم خیانت میکنیم تهمت میزنیم با آنکه به زشتی آنها کاملاً آگاهیم

ما انسانها جواب خوبی را با بدی جواب اعتماد را با خیانت و جواب دوستی را با دشمنی میدهیم

ما انسانها سالها به انتظار میمانیم تا کسی بیاید و عاشقانه دوستمان بدارد بدون آنکه معنای درستی از عاشقانه بودن را در ذهنمان داشته باشیم و اما همینکه آمد آنقدر آزارش میدهیم آنقدر با شک و تردید نگاهش میکنیم آنقدر مورد تهمت و افترا قرارش میدهیم تا از کرده خود پشیمان شده و زمینگیر شده و ما راحت بتوانیم محکومش کنیم

ما انسانها دائم بدنبال دوستی میگردیم رو راست ، بدون غل و غش ، دوستی که ما را برای خودمان بخواهد و بعد همان دوست را به اتهام آنکه تملقمان را نمیگوید از خود میرانیم

ما انسانها همه بدنبال صفات نیکوی انسانی میگردیم همانهایی که خودمان نداریم

ما انسانها نقاش و بازیگر خوبی هستیم چنان مینماییم که انگار همه اعمالمان برای رضای خداست  و انگار خدا هم دستاویزی شده برای این بازی نکبت بار

ما انسانها کیستیم و چیستیم جز مشتی ادعا  و یک کلمه " انسان "

 


برچسب‌ها: جملات آموزنده, انسان, کیستیم, چیستیم, ادعا
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 9:56 PM  توسط الهه  | 

یک سخن

 

همه چیز تموم میشه و سه تا چیز باقی میمونه

 

تجربه و خاطره و گذر عمر

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 5:24 PM  توسط الهه  | 

به يك جايي از زندگي كه رسيدي.

   
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه
دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبره و از میانشون
میگذره از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن
داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار
عشق وجود داره.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با
تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با
تو گریه میکنه عاشقته.

به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت
دارم میگه مواظب خودت باش.

و بالاخره خواهی فهمید که :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم"هست.

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.

مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.

زندگی چون گل سرخ است

پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!            

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 7:16 AM  توسط الهه  | 

جملات ارزنده


اگر در کاری موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان واقعی به دست میآوری
زندگی کتابی است پر ماجرا هیچ گاه آن را به خاطر یک برگش که از آن راذی
نیستی دور نینداز
جایی در پشت ظهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند روی همه چیز هست
همیشه همه خواستنی ها داشتنی نیست همان طور که همه داشتنی ها خواستنی نیست
به کم نورترین ستاره ها قانع باش زیرا چشم همه به سوی پر نورترین ستاره
ها دوخته است
فکر کردن به گظشته مانند دویدن به دنبال باد است
کسی که به فکر درست کردن آینده خودش نیست نمیتواند آینده کسی را درست کند
آدمی ساخته افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز به آن می اندیشی
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنیمت بشمار شاید فردا احساس باشد
اما عزیزی نباشدهیچ وقت به خدا نگو یک مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یک
خدای بزرگ دارم
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد در
دنیا دو نفر باش یکی برای خودت و یکی برای دیگری برای خودت زندگی کن و
برای دیگری زندگی باش
یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست پس قدم هایمان
باید طوری باشد که حتی مورچه ای زیر پا له نشود
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 11:4 AM  توسط الهه  | 

یک سخن


♥ هوسی که صادقانه می گوید هوس صدشرف داردبه عشق دروغی که ریاکارانه میگویددوستت دارم ♥

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 6:56 PM  توسط الهه  | 

قضاوت

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی

کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن .

از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من گذر کردم

اشکهایی را بریز که من ریختم

دردها و خوشیهای من را تجربه کن

سالهایی را بگذران که من گذراندم...

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن

همانطور که من انجام دادم ...

بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 7:3 PM  توسط الهه  | 

جملاتی از دکتر انوشه

لطفا این جملات را با دقت بخوانید و به خاطر بسپارید

 
در زندگی آموختم که با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه ی خود باقی بماند.

در زندگی آموختم که با انسان وقیح و بی حیا بحث و جدل نکنم چون او چیزی برای از دست دادن ندارد و فقط روح مرا طباه میکند

آموختم که از حسود دوری کنم چون اگر همه ی دنیا را هم به او بدهم باز هم از زندان تنگ حسادت خویش بیرون نخواهد یافت.

در زندگی آموختم که گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی دیگر نفسی برای ما باقی نمیماند تا کنار او بمانیم.
آن قدر به دنبال مفقود نگرد که موجود را هم از دست بدهی.

در زندگی آموختم تنهایی را بر بودن در جمعی که مرا از خودم و از خدای خودم دور میسازد ترجیح دهم.

در زندگی آموختم که لازم نیست انسان بزرگی باشم انسان بودن خود نهایت بزرگیست

در زندگی خدا را فقط در نگاه کسانی دیدم که خود نیازمند محبت بودند اما باز هم به دیگران محبت میکردند.

در زندگی آموختم که کمتر حرف بزنم چرا که بزرگی ما در حرف هاییست که برای نگفتن داریم.

در زندگی آموختم که از سرعت خود بکاهم چرا که آنان که سریعتر میدوند فرصت اندیشیدن به خود را نمی دهند.

در زندگی آموختم بدترین مصیبت ها آن دسته از مصیبت هاییست که هرگز اتفاق نمی افتد و فقط محصول ذهن و اندیشه و تخیل ماست.

در زندگی آموختم که وقتی نا امید میشوم خدای مهربان با تمام عظمتش ناراحت میشود و انتظار میکشد که من به رحمتش امیدوار باشم.

در زندگی آموختم که اساسا در زندگی بشر امنیتی وجود ندارد آن چه که وجود دارد موقعیت ماست که تغییر میکند و گاهی به ما احساس امنیت میدهد.

در زندگی آموختم که تمام محبتم را به پای دوستانم بریزم نه تمام اعتمادم را این جمله از امام علی ع است.

در زندگی آموختم که قبل از جواب دادن فکر کنم و آموختم که بخشندگی تمام گناهان گذشته را پاک میکند.

در زندگی آموختم که راستگو باشم تا استقامت داشته باشم.

در زندگی آموختم که سرچشمه ی مشکلات ما موانع سر راه نیست سرچشمه ی مشکلات ما تردیدیست که ما در توانایی خودمان داریم.
 
در زندگی آموختم در هر شرایطی فقط باید به دنبال نقاط مثبت آن شرایط باشم.

در زندگی آموختم که از چشم تا قلب راهیست که از عقل نمیگذرد.

در زندگی آموختم که به هر کس نیکی کنم او را ساخته ام و به هر کس بدی کنم او را باخته ام پس تلاش کنم که بسازم و نبازم.

زندگی آدم های بدبخت دو نیمه است در نیمه ی اول همه میگویند حالا زود است و در نیمه ی دوم همه میگویند دیگر دیر است.

عشق زمان را از یاد میبرد و زمان هم بعضی از عشق های الکی را از یاد میبرد.

در زندگی آموختم که به عاشق شدن صبر و به صبور عشق را بیاموزم.

پیروز و سربلند باشید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 3:9 PM  توسط الهه  | 

یک نصیحت

درد دلهایت را به کسی نگو چون یاد میگیرند که چگونه دلت را به درد آورند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 10:49 PM  توسط الهه  | 

نکته


در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست، 
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 12:14 PM  توسط الهه  | 

میتوان قلب خرید

*چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که*
***** با پول مي شود **
خانه خريد ولي آشيانه نه،

رختخواب خريد ولي خواب نه،

ساعت خريد ولي زمان نه،

**مي توان مقام خريد ولي احترام نه، **

مي توان کتاب خريد ولي دانش نه،

دارو خريد ولي سلامتي نه، **

خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ،

مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

**آموخته ام که... تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي
گويد: تو مرا شاد کردی**

**آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است**

**آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه ای از طرف کودکي، نه گفت**

آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا
کنم**
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد،
همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشيم**

آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي
گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت
انگيزترين چيز در بزرگسالي است

آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهايش نزديکتر
مي شويم سريعتر حرکت مي کند**

آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند

**آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد
که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم**

آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد**

آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را
دارد

**آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم**

آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگری فرصت از دست
داده ما را تصاحب خواهد کرد
**آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت
داد***

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391ساعت 4:49 PM  توسط الهه  | 

جملاتی که باید آنها را به خاطر سپرد.

1- یاد گرفته ام که با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند یاد گرفته ام .
2- یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح مرا تباه میکند .
3- یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم 
بازهم از من بیزار خواهد بود .
4- یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391ساعت 4:40 PM  توسط الهه  | 

غمگین


بر دوش دلم بار غمت سنگین است

دور از تو همیشه قلب من غمگین است

آن شب که دلت شکست یادت باشد

تاوان شکستن دل من این است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 5:50 PM  توسط الهه  | 

10 سخن از دکتر شریعتی


۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 10:56 PM  توسط الهه  | 

پوست نازك

امام على علیه السلام:

بدانید كه این پوست نازك تحمل آتش را ندارد،

پس به خودتان رحم كنید،

شما در مصیبت‏هاى دنیا آزمایش كرده‏اید

كه وقتى خارى به بدن یكى از شما مى‏رود

و یا به زمین مى‏خورد و خونى مى‏شود

و یا شنهاى داغ پایش را مى‏سوزاند چگونه بیتابى مى‏كند؟!

پس، چگونه خواهد بود اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد

و هم بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد؟!

(نهج البلاغه، خطبه‏183)                      

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 4:23 PM  توسط الهه  | 

آرام شدم، حیا کردم، تلاش کردم و مهیا شدم

از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟
فرمودند : بر چهار اصل:
1. دانستم رزق مرا دیگری نمی‌خورد، پس آرام شدم؛
2. و دانستم که خدا مرا می‌بیند، پس حیا کردم؛
3. و دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی‌دهد، پس تلاش کردم؛
4. و دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم.
 
بحار الانوار، ج 75، ص 228؛
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:13 PM  توسط الهه  | 

درک

آنچه آدم ها را در کنار هم نگه می‌دارد
شباهت هایشان نیست ؛ درک و شعورشان است نسبت به تفاوت هایشان ... !
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:9 PM  توسط الهه  | 

تب

هر تبی ، تب عشق نیست !!!
گاهی وقتها بعضی تبها از عفونت هوسه ...
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:7 PM  توسط الهه  | 

بیچاره

بیچاره چوب کبریت ، آتش از سرش شروع شد و بر جانش افتاد ؛ مراقب فکرت باش !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:4 PM  توسط الهه  | 

دلتنگی

دلتنگی؛

دعوت محبوب برای حضور در اعماق بیکران دل است؛

دل های بزرگ خدا را می طلبند؛

و دل های کوچک دیگران را ...!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 1:2 PM  توسط الهه  | 

خیانت به خود

وقتی از آدمی بت می سازی ، همه ی رفتارهایت تبدیل به عبادت می شود 
و این بزرگترین خیانت به خود است . . .
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 0:45 AM  توسط الهه  | 

یک سخن

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 9:10 AM  توسط الهه  | 

یک سخن

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 9:9 AM  توسط الهه  | 

یک سخن

برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 9:8 AM  توسط الهه  | 

یک سخن

روباه خیلی حقه باز است. اما جوجه تیغی یک رو دارد و این از همه بهتر است. رالف والدو امرسون
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 10:34 PM  توسط الهه  | 

کلامی از شیخ بهایی:


آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 10:53 PM  توسط الهه  | 

سخنی از کنفوسيوس


انسان سه راه دارد 
 
راه اول از انديشه مي‌گذرد، اين والاترين راه
 
است
 
راه  دوم از تقليد مي‌گذرد، اين آسان‌ترين راه
 
 است
 
و راه سوم از تجربه مي‌گذرد  اين تلخ‌ترين راه
 
 است 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 10:47 PM  توسط الهه  | 

یک سخن

به آنچه که ما را با برخی از انسان ها وابسته میکند نام عشق ندهیم.
 آلبر كامو

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1391ساعت 8:46 PM  توسط الهه  |